پورشه 962R شوپن، یک سوپراسپرت خیابانی با ظاهر مسابقهای نبود؛ مسیر را برعکس طی کرده بود. پایه این پروژه، خودرویی واقعی از مسابقات استقامت بود که با تغییراتی در اگزوز، خنککاری و تجهیزات کابین، برای دریافت پلاک آماده شد. موتور ۶۸۰ اسببخاری و وزن ۱۰۵۰ کیلوگرمی آن حفظ شده بود، اما راننده باید با کلاچ مسابقهای، فضای تنگ و دید محدود کنار میآمد.
ورن شوپن، برنده استرالیایی لمان، میخواست تجربه مالکیت یک پورشه مسابقهای را از محدوده پیست بیرون بیاورد. گزارش کار اند درایور از این پروژه، قیمت تخمینی یک میلیون و ۶۲۰ هزار دلار را برای مدل ۱۹۹۲ ثبت میکند؛ رقمی مربوط به همان دوره، نه ارزشگذاری امروز خودرو. برای فهم اهمیت این ساخته کمتیراژ، باید میان نمونه نزدیک به مسابقه 962R و نسخه جادهمحورتر 962CR تفاوت گذاشت.
از سابقه ورن شوپن تا سفارش یک پورشه مسابقهای برای خیابان
شوپن پیش از ورود به ساخت خودرو، کارنامه قابلتوجهی در مسابقات داشت: پیروزی در لمان ۱۹۸۳، مقام سوم ایندیاناپولیس ۵۰۰ در سال ۱۹۸۱ و سابقه حضور در فرمول یک. بنابراین، پروژه او صرفاً استفاده تجاری از نام یک خودروی مشهور نبود؛ رانندهای باتجربه میخواست ماشینی از جنس خودروهای مسابقهای دوران خود را به مشتریان خصوصی عرضه کند.
پورشه 962 از چهرههای شناختهشده گروه C و مسابقات استقامت، بهویژه لمان ۲۴ ساعته، بود. در پیشینهای که برای این پروژه بیان شده، خودروی مسابقهای پورشه دو پیروزی لمان و سه قهرمانی فصل IMSA داشت. همین اعتبار، مبنای جذابیت محصول شوپن بود: مشتری بهجای خرید خودرویی با الهام از لمان، به فناوری و ساختار یک ماشین مسابقهای دسترسی پیدا میکرد.
سفارش پروژه از طرف آرت اسپرت دیویژن، مجموعه ژاپنی متخصص خودروهای خاص به مدیریت توشیو ترادا، مطرح شد. برنامه اولیه، فروش ۵۰ دستگاه در بازارهای جهانی بود که ۱۷ دستگاه از آنها برای آمریکا در نظر گرفته شده بود. قیمت بیشتر نمونهها نیز بر مبنای رقمی نزدیک به ۲۲۰ میلیون ین محاسبه میشد.
نمونه قرمز معرفیشده در گزارش، سفارش هیرویوکی میاکه بود؛ مدیری فعال در حوزه املاک که از تیم مسابقهای شوپن حمایت مالی میکرد. خواسته او روشن بود: یک خودروی لمان با کمترین تغییرات لازم برای تردد قانونی. این ماشین، پورشهای اصیل ساخت اشتوتگارت با شماره شاسی 962/123 بود که فعالیت مسابقهای خود را در IMSA و همراه تیم پرایموس آغاز کرده بود.
برنامه تولید؛ تفاوت میان تبدیل یک شاسی اصیل و ساخت سری محدود
شرح پروژه شوپن دو موضوع نزدیک اما متفاوت را در بر میگیرد: آمادهسازی یک 962 مسابقهای واقعی برای خیابان و برنامه ساخت خانوادهای محدود از خودروهای جادهای. در کنار هدف تولید ۵۰ دستگاه، پنج نمونه نزدیکتر به خودروی مسابقهای نیز در برنامه قرار داشتند. این اعداد، برنامه اعلامشده پروژهاند و نباید آنها را تعداد قطعی خودروهای تحویلشده دانست.
برای خودروهای این برنامه، مونوکوک فیبرکربنی اختصاصی پیشبینی شده بود؛ همان سازه یکپارچه اصلی که پیشتر برای پورشه 962 توسعه یافته بود. در بدنه نیز بهجای اتکای گسترده به فایبرگلاس، از فیبرکربن و کولار استفاده میشد. این جزئیات نشان میدهند هدف، تنها نصب تجهیزات خیابانی روی یک بدنه مسابقهای نبود و ساختار خودرو هم در برنامه تولید اهمیت داشت.
مرکز فعالیت مجموعه در های وایکام، حدود ۴۸ کیلومتری غرب لندن، قرار داشت. نزدیک به ۳۵ نفر در پروژه کار میکردند و ظرفیت تولید فقط یک خودروی کامل در ماه بود. برای آغاز ساخت نخستین نمونههای 962CR نیز ماه اکتبر اعلام شده بود. چنین ظرفیتی با ماهیت سفارشی و قیمت بالای خودرو تناسب داشت، اما فاصله میان اعلام برنامه و تولید یک مجموعه ۵۰ دستگاهی را هم نشان میداد.
مشخصات فنی پورشه 962R مدل ۱۹۹۲
قلب 962R یک موتور ششسیلندر تخت پورشه با دو توربوشارژر، ۲۴ سوپاپ و سرسیلندرهای آبخنک بود. حجم آن بهصورت گردشده ۲٫۶ لیتر توصیف میشد و مقدار دقیق ثبتشده در مشخصات، ۲۶۵۰ سانتیمتر مکعب بود. نمونههای متأخر مسابقهای 962 از موتورهای ۳ لیتری نیز استفاده میکردند؛ بنابراین مشخصات همه اعضای این خانواده یکسان نبود.
مدیریت موتور را سامانه Bosch Motronic MP 1.2 بر عهده داشت. با وجود تغییرات لازم برای استفاده خیابانی، قدرت اعلامی به ۶۸۰ اسببخار در ۸۰۰۰ دوربردقیقه و گشتاور به ۶۴۴ نیوتنمتر در ۷۳۰۰ دوربردقیقه میرسید. مشخصات زیر به Schuppan Porsche 962R مدل ۱۹۹۲ مربوط است؛ اعداد عملکردی آن باید با توضیحات مربوط به برآوردها و تنظیمات انتقال قدرت خوانده شوند.
| مشخصه | اطلاعات اعلامشده |
|---|---|
| نام خودرو | Schuppan Porsche 962R |
| ساختار | کوپه دودر، دونفره، موتور میانی و محور محرک عقب |
| قیمت تخمینی در گزارش دوره معرفی | ۱٬۶۲۰٬۰۰۰ دلار |
| پیشرانه | ششسیلندر تخت، دو توربوشارژر، اینترکولر، DOHC، ۲۴ سوپاپ، سرسیلندر آلومینیومی و تزریق سوخت در مجاری ورودی |
| حجم دقیق موتور | ۲۶۵۰ سانتیمتر مکعب |
| قدرت | ۶۸۰ اسببخار در ۸۰۰۰ دوربردقیقه |
| گشتاور | ۶۴۴ نیوتنمتر در ۷۳۰۰ دوربردقیقه |
| گیربکس | دستی پنجسرعته سنکرونیزه |
| تعلیق جلو و عقب | بازوهای کنترلی |
| ترمز جلو و عقب | دیسک خنکشونده با قطر ۳۵٫۶ سانتیمتر |
| مدل تایر | Dunlop SP Sport D40M2 |
| اندازه تایر جلو | 245/40ZR-17 |
| اندازه تایر عقب | 335/35ZR-17 |
| فاصله محوری | ۲٫۷۹۴ متر |
| طول، عرض و ارتفاع | بهترتیب ۴٫۵۷۲، ۱٫۹۹۹ و ۱٫۰۷۲ متر |
| وزن خالص | ۱۰۵۰ کیلوگرم |
| شتاب برآوردی صفر تا ۹۷ کیلومتر بر ساعت | ۳٫۸ ثانیه |
| شتاب برآوردی صفر تا ۲۰۱ کیلومتر بر ساعت | ۸٫۵ ثانیه |
| حداکثر سرعت بالقوه با نسبت دنده مناسب | ۳۴۶ کیلومتر بر ساعت |
مجوز خیابانی فقط با چراغ و پلاک به دست نمیآمد
برای آمادهسازی موتور مسابقهای جهت تردد در آمریکا و ژاپن، آلایندگی یکی از موانع اصلی بود. راهحل، استفاده از کاتالیست سهراهه بود و دو مبدل کاتالیستی در دو سمت سامانه اگزوز قرار گرفتند. کاهش صدا نیز به نصب سه صداخفهکن نیاز داشت؛ هرچند این تجهیزات، صدای مکانیکی پیشرانه و مجموعه سوپاپها را از کابین حذف نمیکردند.
چالش بعدی، خنک نگهداشتن موتور در شرایطی بود که با پیست تفاوت زیادی داشت. مجموعه خنککاری شامل رادیاتورهای آب، خنککنهای روغن و اینترکولرهای توربو میشد، اما در ترافیک دیگر خبری از جریان هوای پیوسته سرعتهای مسابقهای نبود. دو فن برقی بزرگ اضافه شدند تا در سرعت پایین، هوای کافی از این مجموعه عبور کند.
تهویه مطبوع نیز برای چنین کابینی بیشتر یک ضرورت بود تا امکان رفاهی. پنجرههای جانبی باز نمیشدند و فضای سرنشینان محدود بود. مهندسان شوپن اجزای سامانه تهویه ساندن را در بخش زیرین سمت سرنشین و درون شاسی جا دادند. این تغییرات خودرو را قابلاستفادهتر میکردند، ولی قرار نبود ماهیت مسابقهای آن را به رفتار یک کوپه معمولی تبدیل کنند.
کلاچ، فرمان و تعلیق؛ هزینه حفظ خصلت مسابقهای
گیربکس دستی پنجسرعته 962R سنکرونیزه بود و اهرم آن در سمت راست راننده قرار داشت. دندههای دوم تا پنجم با آرایش متعارف H انتخاب میشدند. بااینحال، مسئله اصلی رانندگی نه شناخت مسیر اهرم، بلکه کنار آمدن با کلاچ تکصفحهای مسابقهای بود.
در گزارش رانندگی، عملکرد کلاچ سفت و ناگهانی توصیف شده و استفاده معمول از نیمکلاچ عملاً ممکن نبوده است. راننده باید دور موتور را هنگام تعویض دنده با دقت هماهنگ میکرد. بنابراین، داشتن مجوز خیابانی به معنای آسان بودن حرکت در ترافیک یا مانورهای کمسرعت نبود؛ بخش مهمی از مهارت موردنیاز خودروی مسابقهای همچنان باقی مانده بود.
ترمزها از کالیپرهای بزرگ آلکون بهره میبردند و برای رسیدن به حداکثر توان توقف، فشار قابلتوجهی روی پدال لازم داشتند. در مقابل، فرمان برخلاف انتظار سبک توصیف شده بود. فاصله قفل تا قفل آن فقط یکونیم دور بود؛ ویژگیای که واکنش سریع را ممکن میکرد، اما دقت بالایی از راننده میخواست.
تعلیق نیز با همان اولویت مسابقهای تنظیم شده بود. طبق گزارش، روی آسفالت صاف عملکرد بسیار خوبی داشت، ولی در مسیرهای ناهموار و جادههای شیاردار، ضربهها با شدت به کابین منتقل میشدند. این تفاوت نشان میدهد چرا عملکرد مناسب در پیست، الزاماً به آسایش در مسیرهای عمومی منتهی نمیشود.
شتاب و سرعت نهایی؛ کدام عدد آزمایش شد و کدام برآورد بود؟
عدد ۳۴۶ کیلومتر بر ساعت، مهمترین رقمی است که باید با قید درست نقل شود. در آزمایش جادهای گزارششده، بهدلیل محدودیتهای ایمنی و ترافیکی امکان بررسی تمام توان خودرو وجود نداشت و سرعت به حدود ۱۹۳ کیلومتر بر ساعت رسید. در همان روایت، تفاوت احساس حرکت در این سرعت با ۹۷ کیلومتر بر ساعت چندان زیاد توصیف نشده است؛ این مشاهده جای اندازهگیری سرعت نهایی را نمیگیرد.
شوپن توضیح داده بود که سقف سرعت به ضرایب دنده و فشار بوست توربو بستگی دارد. با تنظیم انتقال قدرت خودروی آزمایش، رسیدن به محدوده قرمز دور موتور به معنای سرعتی حدود ۲۷۴ کیلومتر بر ساعت بود. استفاده از نسبت نهایی مخصوص لمان، امکان دستیابی به دستکم ۳۴۶ کیلومتر بر ساعت را فراهم میکرد. پس این دو عدد، به دو پیکربندی متفاوت اشاره دارند.
فشار بوست هنگام آزمایش یک بار بود و راننده میتوانست با پیچ تنظیمی پشت اهرم دنده، آن را تا ۲٫۴ بار افزایش دهد. این قابلیت، بخشی از ماهیت کمواسطه خودرو بود؛ بااینحال، نباید از آن نتیجه گرفت که تمام اعداد قدرت و شتاب در همه تنظیمات یکسان باقی میماندند.
شتابهای ۳٫۸ ثانیه تا ۹۷ کیلومتر بر ساعت و ۸٫۵ ثانیه تا ۲۰۱ کیلومتر بر ساعت نیز پیشبینی مهندسان شوپن برای نسخه خیابانی مجهز به تمام تجهیزات بودند. تفکیک این برآوردها از داده ثبتشده در آزمایش، تصویر دقیقتری از توانایی خودرو ارائه میدهد و مانع تبدیل ظرفیت نظری آن به یک رکورد اثباتشده میشود.
کابینی با صندلی چرمی، اما همچنان متعلق به پیست
ارتفاع ۱٫۰۷۲ متری و ساختار شاسی، ورود به 962R را دشوار میکرد. راننده باید پاهای خود را از اطراف فرمان عبور میداد و با تکیه بر دیواره جانبی شاسی داخل صندلی مینشست. این شیوه ورود، بیش از آنکه به سوار شدن در یک خودروی لوکس شباهت داشته باشد، یادآور آماده شدن برای حضور در مسابقه بود.
پس از نشستن نیز فضای زیادی باقی نمیماند. شیشههای جانبی حدود ۵ سانتیمتر با سر سرنشینان فاصله داشتند و فاصله دو صندلی چرمی تقریباً ۲٫۵ سانتیمتر بود. فرمان پوشش جیر داشت و اهرم دنده نزدیک آن قرار میگرفت. داشبورد مشکی مات و ساده، نشانگرهای اصلی را مقابل راننده قرار میداد؛ سرعتسنج اختصاصی استک و نمایشگرهای دیجیتال فشار و دما هم بخشی از تجهیزات بودند.
نبود شیشه عقب، دید مستقیم به پشت خودرو را از بین میبرد. برای جبران، دوربینی در انتهای بدنه نصب شده بود که با انتخاب دندهعقب فعال میشد و تصویر را روی نمایشگر کوچک داشبورد نشان میداد. بااینحال، کیفیت تصویر و میدان دید آن رضایتبخش توصیف نشده بود.
آینههای جانبی برقی برای رعایت مقررات در لبه بیرونی بدنه نصب شده بودند، اما نمیتوانستند تمام محدودیتهای دید را برطرف کنند. عرض نزدیک به دو متر، فاصله محوری ۲٫۷۹۴ متری و دید عقب محدود، مانور در کوچههای باریک یا فضاهای بسته را دشوار میکردند. تجهیزات خیابانی اضافه شده بود، ولی ابعاد و بستهبندی یک خودروی استقامت تغییر اساسی نکرده بود.
962CR چه تفاوتی داشت و این پروژه کجا میایستاد؟
پاسخ شوپن به دشواری استفاده از نسخه نزدیک به مسابقه، توسعه 962CR بود. برای این مدل، موتور ۳٫۴ لیتری IMSA با ۱۲ سوپاپ، دو توربوشارژر و قدرت تقریبی ۶۰۰ اسببخار در نظر گرفته شده بود. این پیشرانه کاملاً هواخنک بود و نسبت به موتور نسخه لمان، پیچیدگی و فشار کاری کمتری داشت. هدف، ساخت خودرویی آرامتر و مناسبتر برای استفاده روزمره بود، نه تکرار دقیق مشخصات 962R.
البته پیوند با پیست قطع نمیشد. شوپن میخواست مالک بتواند با خودرو تا پیست برود و سپس با نصب فنرهای سفتتر، کاهش ارتفاع، استفاده از تایرهای اسلیک و تجهیزات مسابقهای، آن را برای رانندگی پیستی آماده کند. به این ترتیب، 962CR قرار بود میان استفاده جادهای و قابلیت تغییر برای پیست تعادل بیشتری برقرار کند.
زمان طرح این برنامه، بازار در انتظار خودروهایی مانند جگوار XJ220، مکلارن F1 و بوگاتی T110 بود؛ نامی که در روایت منبع آمده است. پورشه پروژه مشابه خود را متوقف کرده بود و آینده مرسدسبنز C112 هم روشن نبود. در چنین فضایی، محصولات شوپن فرصت داشتند در میان سریعترین و گرانترین خودروهای مجاز خیابانی جای بگیرند؛ هرچند این موقعیت بالقوه را نباید با موفقیت قطعی برنامه تولید یکی دانست.
نتیجه برای کسی که به استفاده خیابانی فکر میکند
ارزش 962R در نزدیک ماندن به اصل مسابقهای آن بود: موتور ۶۸۰ اسببخاری، گیربکس پنجسرعته و ظرفیت سرعت بسیار بالا، بدون آنکه نیاز باشد خودرو همیشه با کامیون به پیست برسد. اما پلاک، کلاچ دشوار، تعلیق خشک، کابین تنگ و محدودیت دید را برطرف نمیکرد. این پروژه نشان داد «مجاز برای خیابان» و «مناسب استفاده روزانه» دو تعریف متفاوتاند؛ تفاوتی که حتی در خرید خودروهای متعارفتر هم باید جدی گرفت.
برای خریدی متناسبتر با نیاز روزانه و بودجه، در خودروشاپ امکان خرید اقساطی خودرو کارکرده مدل ۱۳۹۰ به بالا، با شرایط منعطف و ضمانت معتبر تا سقف ۸۰۰ میلیون تومان فراهم است.




نظرات کاربران
نظرات کاربران