
آخرين اخبار سايت
■ روز زن
در تاريخ 22-02-1391 ساعت 12:43
در تاريخ 15-02-1391 ساعت 11:16
در تاريخ 12-02-1391 ساعت 13:59
در تاريخ 12-02-1391 ساعت 09:47
در تاريخ 10-02-1391 ساعت 14:23
در تاريخ 07-02-1391 ساعت 18:24
در تاريخ 06-02-1391 ساعت 17:54
در تاريخ 06-02-1391 ساعت 12:17
در تاريخ 02-02-1391 ساعت 17:15
در تاريخ 02-02-1391 ساعت 16:48
انواع گازهاي طبيعي CNG و تجربه گازسوز كردن خودروها
4 اسفند 1388 | موضوع: مقالات متفرقه | نظرات (0)

يكي از فراوردههاي نفت پارس روغن موتور پارس CNG است. اين محصول كه براي خودروهاي گازسوز اعم از سواري و اتوبوس توليد ميشود، داراي سه ويژگي برجسته شامل نقشه مؤثر در كاهش آلودگي محيطزيست، اقتصادي بودن براي كاربران و تسهيلكننده عملكرد موتور خودروهايي است كه از گاز طبيعي CNG استفاده ميكنند. از آنجا كه استفاده از گاز طبيعي CNG درسالهاي اخير در خودروهاي گازسوز كشور رايج شده و در آينده جايگزين سوختهاي فسيلي در بيشتر خودروها خواهد شد، در گزارش زير با انواع گازهاي طبيعي از جمله CNG و تجربه برخي از كشورهاي جهان در گازسوز كردن خودروها آشنا ميشويم.
تاكنون مهمترين و معمولترين سوخت براي استفاده در سرويسهاي حمل و نقل، در بسياري از كشورهاي دنيا بنزين و گازوئيل بوده است. خودروهايي كه سوخت بنزين يا گازوئيل مصرف ميكنند مواد مضر و آلاينده با تركيبات شيميايي پيچيدهاي منتشر ميكنند كه به نوبه خود سبب توليد ازن در سطح زمين ميشوند. با آنكه تمهيدات مختلف براي كاهش آلودگي اعم از برنامههاي معاينه فني خودروها يا نصب سيستمهاي كنترل انتشار آلاينده در اگزوز خودروها در كشورهاي پيشرفته به كار گرفته شده، اما اين برنامهها در شهرهاي بزرگ، مسئله توليد ازن و ديگر آلايندهها را به حد كافي كاهش نداده است.
ايران به عنوان دومين كشور برخوردار از ذخاير گازي در جهان بايستي استفاده گسترده از هيدروكربورهاي گازي به خصوص CNG را به عنوان سوخت خودروها به ويژه در ناوگان حمل و نقل عمومي در دستور كار خود قرار دهد و مصرف گازوئيل و بنزين را كاهش دهد.
ادامه مطلب
اين امر خود كاهش آلودگيهاي زيستمحيطي و همچنين كاهش هزينههاي اقتصادي بخش حمل و نقل را به دنبال دارد. CNG با توجه به شرايط اقليمي ايران و وجود شبكه گسترده توزيع گاز، جايگزيني بسيار مناسب براي ديگر سوختها خواهد بود.
تاريخچه استفاده از گاز طبيعي در خودروها
فناوري NGVا1، داراي تاريخچه طولاني و در عين حال پراكنده است. در دهههاي گذشته كه نگرانيها در مورد اوضاع محيطزيست و توليد انرژي، مورد توجه بيشتري قرار گرفت، گاز طبيعي نيز بيش از پيش به عنوان جايگزين سوختهاي سنتي خودروهاي ديزلي و بنزيني مطرح شده است. در صورتي كه توازني بين نقاط قوت و ضعف فناوري سوخت و خودرو برقرار شود، صنعت نوپاي NGV، شايستگي ارتقا از سوختي جايگزين به جايگزين واقعي سوختهاي موجود را خواهد يافت.
ايتالياييها، استفاده از خودروهاي با سوخت گاز طبيعي را قبل و در طول جنگ جهاني دوم، هنگامي كه بنزين گران و به صورت گسترده در خودروهاي جنگي استفاده ميشد، به واقعيت تبديل كردند.
در اواخر دهه 1970 و اوايل دهه 1980، فعاليتهاي بينالمللي مهمي در مورد خودروهاي با سوخت گاز طبيعي آغاز شد. در 1979، نيوزلند از اولين كشورهايي بود كه از خودروهايي با گاز طبيعي استفاده كرد.
كاناداييها برنامه NGV خود را در 1982، با يافتن پشتيباني قوي براي حمايت از برنامه NGV در كشور آغاز كردند. «مك گير»، وزير آموزش عالي، علوم و ارتباطات كانادا در آن سالها اولين كسي بود كه پارچهاي سفيد را روي لوله اگزوز اتوبوسي شهري قرار داد و با روشي نسبتاً ساده، به جاي استفاده از سوخت ديزل، از گاز طبيعي استفاده ميكرد. وي به اين ترتيب نشان داد كه سوخت جديد در مقايسه با موتور ديزل معمولي، دوده ندارد و هوا را سياه نميكند. در سال 1986 نيز صندوق تحقيق و توسعه NGV توسط دولت كانادا تأسيس شد و تا سال 1994 بيش از پانزده ميليون دلار كانادا را براي پروژههاي تحقيقاتي مختلف مربوط به NGV تخصيص داد.
در ژوييه 1986، به بهانه برگزاري نمايشگاه انرژي كانادا در ونكوور، گروهي متشكل از 35 نفر به دليل علايق مشترك خود به NGV، انجمن بينالمللي خودروهاي گاز طبيعي با نشان اختصاري (IANGV)، را تشكيل دادند.
در اوايل دهه 1990، طرفداران NGV، گفتگوهايي را درباره راهبرد تجاريسازي جهاني NGV آغاز كردند. از آن تاريخ، برخي از توليدكنندگان عمده خودرو، سرمايهگذاريهاي قابل توجهي را كه در مقايسه با استانداردهاي صنعت خودرو ناچيز بود به تحقيقات و كارهاي نمايشي اختصاص دادند تا ببينند آيا ميتوانند خودروهايي توليد كنند كه با استفاده از سوخت گاز پاك و كارآمد، كار كنند و اين كه آيا صنعت گاز از نيروي كافي براي توسعه بازار خودروها، كاميونها و وانتهايي كه با سوخت جديد كار ميكنند، برخوردار است؟ از آن پس انجمنهاي منطقهاي و ملي NGV بتدريج شكل گرفتند. از جمله اين انجمنها ميتوان به تشكيل مجمع NGV ژاپن در 1991، انجمن خودروهاي با سوخت گاز طبيعي اروپا (ENGVA) در 1994 و بسياري ديگر از انجمنهاي مشابه در انگلستان، فرانسه و بعدها در استراليا و روسيه اشاره كرد.
سياستها و اقداماتي كه برخي از كشورهاي جهان به منظور گازسوز كردن خودروها اجرا كردهاند در بيشتر اوقات مؤثر بوده است، اما مسلم است تمام اين سياستها نميتواند براي كشور ما نيز مؤثر باشد و با توجه به موقعيت و نيازهاي هر كشور، بايد سياستهاي مربوط، اجرا شود. تجربيات و برنامههاي ديگر كشورها ميتواند راهنماي خوبي براي برنامهريزان و مجريان اين امر در كشور باشد تا در صورت لزوم اين اقدامات را به كار برند.
برنامههاي ژاپن براي گازسوز كردن خودروها
اولين اقدام ژاپن براي گازسوز كردن خودروها، شناخت زمينههاي مناسب به منظور توليد انبوه خودرو با سوخت گاز طبيعي (CNG) بود. در ژاپن زمينههاي مناسب براي گازسوز كردن خودروها به ترتيب شامل: اتوبوسهاي شهري، كاميونهاي حمل زباله، كاميونهاي شركت حمل و نقل و خودروهاي تجاري است.
دولت ژاپن در 1999، به منظور پيشگيري از افزايش انتشار ذرات معلق حاصل از احتراق گازوييل در خودرو و حفظ محيطزيست، برنامهاي را طراحي كرد. دولت ژاپن در اين برنامه 4 نوع سوخت خودرو را براي 4 گروه خودرو با نام خودروهاي بنزيني كم آلاينده، خودروهاي با سوخت CNG، خودروهاي با سوخت LPG و همچنين خودروهاي ديزلي كه توسط دولت، گواهي DPF را اخذ كردهاند پيشنهاد كرد كه با استانداردهاي جديد مطابقت داشتند و مردم را به استفاده از اين چهار گزينه ترغيب كرد.
ديگر سياستهاي انجام شده در ژاپن براي افزايش خودروهاي گازسوز CNG به شرح زير است:
1. ايجاد اطمينان شركتهاي خودروساز از تقاضا براي خودروهاي گازسوز در آينده
2. تنوع بخشي به انواع خودرو و كاهش بيشتر بهاي خودروها
3. يارانههاي قوي و اقدامات حمايتي
4. وضع قيمتهاي سودآور براي CNG
5. توسعه زيرساختها در سراسر ژاپن
6. كاهش هزينههاي تسهيلات سوختگيري
تجربه كره جنوبي
هدف وزارت محيطزيست كره، جايگزين كردن 20 هزار اتوبوس با سوخت گاز طبيعي فشرده شده در 9 شهر اصلي در طول 7 سال بوده است. برنامه CNG كه در كره انجام شده، شامل نكات مهم زير است:
1. قابليت دسترسي آسان به فناوري موتورهاي CNG در كارخانههاي كرهاي
2. وجود زيرساختهاي خطوط لوله گاز طبيعي در سراسر كشور
3. تمايل سياسي به تجديد نظر در قوانين موجود
4. انگيزشهاي مالياتي و ديگر محركهاي مالي براي تشويق در مورد خريد اتوبوسهاي جديد و ساخت جايگاههاي سوختگيري
CNG در چند كشور آسيايي
در كشورهاي آسيايي از جمله بنگلادش، چين، هند، اندونزي، مالزي، پاكستان، فيليپين و ويتنام، برنامههايي براي گازسوز كردن خودروها به اجرا گذاشته شده است.
توجه بيشتر اين كشورها به آثار زيستمحيطي ناشي از آلودگي هوا، وابستگي هر چه بيشتر اين كشورها به واردات سوختهاي معمول از جمله بنزين و گازوييل و همچنين افزايش فشار هر چه بيشتر سازمانها و گروههاي طرفدار محيطزيست مبنيبر استفاده از گاز طبيعي به عنوان سوخت پاكيزه و تميز از جمله موارد اجرا شده در اين كشورهاست. البته بايد توجه داشت استفاده از گاز طبيعي CNG در بخش حمل و نقل، در آخرين مرحله قرار دارد و اصولاً كشورهايي در گازسوز كردن خودروها موفقترند كه ابتدا در صنايع كوچك و ديگر كاربردها گاز طبيعي را به كار گرفته باشند.
انواع گازهاي طبيعي
در اينجا با توجه به روند گازسوز شدن خودروها در سطح جهان به تشريح انواع هيدروكربورهاي گاز طبيعي ميپردازيم كه به عنوان سوخت در خودروها استفاده ميشوند.
گاز طبيعي مايع (LNG): اين نوع گاز طبيعي كه به طور عمده از متان تشكيل شده و در دماي 161- درجه سانتيگراد در فشار اتمسفر به مايع تبديل ميشود، گازي است با سوخت پاك، ارزان و فراوان و تا دهها سال آينده بخشي از سوخت خودروها را تأمين ميكند.
مشكل اصلي اين سوخت، شيوه ذخيرهسازي آن در خودرو است. در حال حاضر فناوري ذخيرهسازي در دماي پايين هنوز تا تكامل و دستيابي به جنبههاي اقتصادي لازم، زمان بيشتري نياز دارد. به همين دليل تعداد خودروهاي با سوخت LNG، در سطح دنيا محدود است.
گاز مايع (LPG): اين گاز مايع از پروپان و بوتان تشكيل شده و همان گازي است كه در سيلندر نگهداري شده و در منازل، استفاده ميشود.
LPG از نظر فناوري مورد نياز براي سوخت در خودرو كاملاً بدون مشكل است و فناوري آن با قيمت مناسب قابل دستيابي است. علاوهبر اين گاز LPG مزاياي زيستمحيطي بسيار چشمگيري دارد، اما بهرغم مزاياي زيستمحيطي و تكامل تكنولوژيك، محدوديت عرضه اين سوخت در جهان و نيازمندي به تأسيسات زيربنايي خاص براي سوختگيري، آينده به كارگيري LPG را در سطح دنيا محدود ميكند.
گاز طبيعي فشرده (CNG): در اين سيستم، گاز طبيعي به شكل فشرده شده و با فشار بالا در حدود 220 اتمسفر ذخيره ميشود.
فشار بالاي ذخيرهسازي ايجاب ميكند كه شكل مخزن به صورت استوانهاي باشد. شكل استوانهاي مخزن گاز، احتمال قرار دادن آن را در محل باك بنزين غير ممكن ميسازد. بنابراين در مورد خودروهاي سواري معمولاً فضاي در دسترس براي اين منظور، محدود به بخشي از فضاي صندوق عقب خودرو است. به طور معمول بيشترين حجمي كه براي مخزن گاز با توجه به محدوديت در يك خودروي سواري 4 درب (سدان) ميتوان دست يافت در نمونههاي ساخته شده حدود 80 ليتر است. با چنين حجمي بيشترين مسافت طي شده توسط خودرو ميتواند حدود 250 كيلومتر باشد.
در حمل و نقل عمومي، مانند اتوبوسهاي شهري، سوخت CNG ميتواند سوخت بسيار مناسبي باشد. براي مثال در اتوبوسها ميتوان از سقف آنها به عنوان مخزن گاز طبيعي فشرده شده استفاده كرد. در اين صورت، مشكل محدوديت مسافت طي شده وجود نخواهد داشت. اين امر موجب شده كه در سالهاي اخير بكارگيري سوخت CNG در اتوبوسهاي شهري كه از موتور ديزل بهره ميگيرند به طور قابل توجهي رشد كند.





